خرید بک لینک
قرار گذاشتم با خودم ، تا کمي خود کنترلي داشته باشم. براي اين کاž

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 14:13

راستش اومدم بگم زنده ام . شکر . حرف واسه (برای) گفتن دادا زیاد هست . ولی گوشی نامحرمم زیادس . دیگه مام اینجا شناس شدیم آ نیمیشد زیادی حرفی دل روو کونیم . دادا تازگی هام که یه جلسه ای رفدیم . . . آ جو گیر شدیم و خودمونا قاتی وبلاگنویسا جازدیم .....آ حالا اینجوریشد که : چارتا آدم بزرگ که تووشوون آخوند آ مهندس آ وکیل آ دندون پزشکم هست، پاشوون این وَرا واز شدس .... خطریس به مولا دیگه هر حرفی نیمیشد

برچسب: نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 18:40

بزرگترین سوسکِ عالم، روی ساق پاهام رژه رفت. چراغها خاموش بود و همه جا در سکوت. داشتم به رادیو گوش میدادم، آقا سرشار داشت قصه میگفت، که ... وزنش رو حس کردم. اول فکر کردم یه چیزی مثل یه برگه دستمال کاغذی از روو میز سُر خورده اومره روو پاهام ولی ... انگار که یه حشره ی بزرگ بود. اول باور نکردم، وحشت زده پاهام رو حرکت دادم، ولی نه نننننه جدی جدی، بزرگ بود و سبک و سریع.... بزرگ بود. جدی جدی بزرگ بود. نشستم. دیدمش، دیدمش. تووی تاریکی. سعی کردمسعی کردم جیغ نکشم، با صدایی نسبتاً کنترل شده، ملتمسانه بابا رو صدا کردم. بابا تو رو خدا بیایین اینجا، سوسک سوسک... با حشره کش زیر مبل و فرش و .... همه

برچسب: بمير, نویسنده: آدرین اسدی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 13:20

صفحه بندی